تبليغاتX
يادادشتهاي پراكنده
راستش من پیگیر بودم ولی درگیر نبودم

وقت انتخاب بود و برو بیا

شنبه قرار بود سبز ترین شنبه عمرم باشه ، نشد ...

نذاشته شد

با این وجود من امید دارم

چون زندگی ادامه داره

چون من هستم ، تو هستی و

( ... اینا رفتنی ین ... )


+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 19:58  توسط جواد  | 


سبز سبزم ریشه دارم

من درختی استوارم

 سبز سبزم ریشه دارم

در زمستان هم بهارم

شور و عشق و شادیم را از خدایم هدیه دارم 

...

...

تیتراژ پایانی سریال خانه سبز و ... تیتراژ آغازین سریال کشور سبز

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 1:5  توسط جواد  | 

...

: هرچی میخواین بردارین .

: لیلیوم خوبه با رز؟

: آره.

...

پرسید تو زندگی چی برات مهمه ؟

گقتم ، من از دروغ بدم میاد و سعی میکنم به حقوق بقیه احترام بذارم .

...

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 23:50  توسط جواد  | 

خب سر کاربودم. اونجا اینترنت م داریم.میدونستی ؟

رو سکو ها هم اینترنت داریم .

میدونستم که بازدیدکننده ها و خواننده های بیشمار نوشته هام منتظرن . ولی بلاگفا باز نمی شد. چن تا مطلب داشتم که نشد ...

بنده بی تقصیرم .

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 16:57  توسط جواد  | 

به نشانه ها اعتقاد داری؟

ستاره ها نشانه های آسمونند .

طبق نشانه های موجود ، در انتخابات احمدی نژاد رای نمی آره . اینو از من داشته باشین تا بعد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 8:25  توسط جواد  | 

 

میدونی ، قسمش داده بود اگه بچه هاش ، نکردن اون حتما این کاررو بکنه . یه مدتی رفته بودن لنگه زندگی کنن . نمیدونم وقتی که مرد  ُ دریا طوفانی بود یا نبود ، با قایق خودشون آوردنش یا فامیلاشون ، شرجی بالا بود یا نبود ،...

مهم اینه که دیگه دلتنگ نیست ، دامادش به وصیتش عمل کرد.  قبرش کنار قبر پسرشه . پسرش لابد باید 18 ، 19 ساله بوده اون زمان . سربازی سومار بوده ، زمان جنگ.  فکرشو بکن لاوان هم گلزار شهدا داره  با 2 شهید و 5 ، 6 تا یادبود اونایی که باحمله هوایی رفتن...

مادر زنشم دیگه لنگه برنگشت . شوهر و بچه ش اینجان .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 17:40  توسط جواد  | 

 تا حالا کیش رفتی؟ اگه نرفتی لااقل اسمشو خیلی شنیدی .لاوان م جزیره ای مثل کیش، البته کوچکتره .  سه در بیست وپنج کیلومتر. حدود 180 خانوار توش زندگی می کنن . بانک ملی و دبستان و راهنمایی، مخابرات و پوشش ایرانسل ! در کنار احداث شبکه مرکزی فاضلاب از مظاهر تمدن اینجاست.فرودگاه و تاسیسات نفتی و پالایشگاه وگمرک  که بخاطر شرکت نفت ، اینجان ، رو هم باید اضافه کرد.

آب و هواش شباهت زیادی به کیش داره، مردمش ماهیگیری میکنن ، مغازه دارن ، تو شرکتهای اینجا کار می کنن و یا بیکارن!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 8:59  توسط جواد  | 

ساعت 4:30 صبح بود . بیدار شدم ، وسایلمو که قبلن آماده کرده بودم برداشتم . آروم بیرون خزیدم.

ای داد بیداد، در ساختمون قفله. مجبور شدم به همراهش زنگ بزنم . دیشب تا 2:30 با هم بحث داشتیم . آژانس نگرفته بودم . می خواست برسوندتم . کوچه های تنگ و ماشینای همسایه ها که راهو بسته بودن ، ماشینشو نمی تونست رد کنه . سوار موتورم کرد با اصرار.

تا حالا سوار موتور شدی. با یه کیف مسافرتی ، از اونایی که توی ردیفهای بار همراه مسافر داخل کابین جا میشن ، تخت گاز بری مهرآباد؟  من که  باراولم بود .دوربرگردون فرودگاه اونی که تو جاده کرجه رو میگم تا حالا ازش رد شدی ؟ دیدی ماشینا چه سرعتی دارن؟  من که پشت سرمو نیگا نکردم ...

 ... به حیر گذشت دو بار .

ورودی ترمینال 1و2 از کنار ماشینایی که کارت پارکینگ می گرفتن رد شدیم . یارو انگار E.T. دیده  باشه . جلوی در ترمینال 2 پیاده شدم .

گفته بودم میخام برم لاوان؟ سفر دوممه ماموریت میرم. کارت پرواز گرفتم . پروازمون تاخیر داره

شبش نخوابیده باشی و تاخیر داشته باشه چی آرومت میکنه ؟ وایرلس دای تک ترمینال 2 رو امتحان کنی ،حوصله ت سر نمیره سرعتش خوبه.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 17:17  توسط جواد  |